الشيخ المنتظري
584
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
يارى مىكند و شما را ثابت قدم مى دارد . « أَمَا دِينٌ يَجْمَعُكُمْ ، وَلاَ حَمِيَّةٌ تُحْمِشُكُمْ ؟ اَقُومُ فِيكُمْ مُسْتَصْرِخاً ، وَأُنَادِيكُمْ مُتَغَوِّثاً » ( آيا دينى نيست كه شما را گرد آورد ، و آيا حميّت و غيرتى نيست كه شما را به غضب آورد ؟ من در ميان شما مى ايستم فرياد كنان و يارى جويان . ) از جمله وسائل جمع كننده و گردآورنده مردم عقيده و انگيزه و غيرت است ، وقتى همه معتقد به اسلام هستيم بايد براى حمايت از دين اجتماع كنيم و دشمن را از خود برانيم - كه اصولا تشريع جهاد هم براى حفظ كيان اسلامى است - به همين علّت حضرت فرموده اند : « اما دين يجمعكم » آيا دينى نيست كه شما را جمع كند ؟ « و لا حميّة تحمشكم » و آيا غيرتى نداريد تا شما را تحريك كند و به غضب در آورد تا برخيزيد و با دفع كردن دشمن از حيثيّت خود دفاع كنيد ؟ « احمشه » به معناى « اغضبه » است ، يعنى او را به غضب درآورد ، قوّه غضبيّه او را تحريك مىكند تا از خود دفاع كند . هر يك از اين قواى شهوانى و غضبى كه خدا در وجود انسان گذاشته علّتى دارد ; اگر قوّه شهوانى جنسى نباشد نوع بشر فانى شده و نسل بشر منقطع مىشود ، و اگر قوّه غضبيّه نباشد انسان غيرت پيدا نمى كند و از خود و ناموس و دينش دفاع نمى كند ، پس قوّه غضب و شهوت لازمه وجود انسان است و خلقت آن بى جهت نيست ، منتها ما بايد اين دو نيرو را تحت اختيار و فرمان عقل درآوريم . انسان يك موجود چند بُعدى است ، يك شتر گاو پلنگ است ; هم داراى نيروى شهوانى است و هم غضب دارد ، هم نيروى واهمه و خيال دارد و هم نيروى عقل و خرد را خدا در او گذاشته است تا به وسيله نيروى عقل هر يك از قواى ديگر را كنترل كند ; يعنى شهوت روى يك ميزان خاصى به كار گرفته شود ، غضب در جاى مناسب تحريك شود ، و گرنه دنياى بشريّت همچون دنياى حيوانات در توحّش خواهد بود .